لوذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لوذ.[ ل َ ] (ع اِ) کرانه ٔ کوه و جانب آن . ◄ آنچه بدان احاطه کنند. ◄ خم رودبار. (منتهی الارب ). کرانه ٔ وادی . (منتخب اللغات ). ج، الواذ.
لوذ. [ ل َ ] (ع مص ) پناه گرفتن به چیزی . (منتهی الارب ). پناه گرفتن به کسی یا به چیزی یا به جائی . (زوزنی ) (ترجمان القرآن جرجانی ). پناه جستن . پناه بردن . ◄ پوشیده شدن به چیزی . لَواذ یا لِواذ یا لُواد. لیاذ. یقال : لاذَ بِه لوذاً و لِواذاً و لیاذاً. ◄ گرد گرفتن چیزی را. (منتهی الارب ).
لوذ. [ ل َ ] (اِخ ) نام قریه ای است به جبل عامل . ◄ کوهی است در یمن . (منتهی الارب ). کوهی است به یمن میان نجران بنی الحارث و میان مطلعالشمس . و میان لوذ و مطلعالشمس در این ناحیه کوهی معروف نیست . (از معجم البلدان ).