واژه جو

لور و لر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لور و لر. [ رُ ل َ ] (اِ مرکب، از اتباع ) زمین سیلاب کنده در گذر سیل : گر سبکباری مترس از راه ناهموار از آنک بهترین میدان تک خرگوش را لور و لر است . امیرخسرو. رجوع به لر و لور شود.

معنی لور و لر | واژه جو