واژه جو

لوروت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لوروت . [ل ُ ] (اِ) مَلَج . رجوع به ملج شود. در لاهیجان نامی است که به شیردار دهند. درختی است که چوب آن برای طبق و لاوک و قاشق استعمال شود و در جنگلهای ایران از آن به دست آید و از پوست آن پاشنه ٔ چارق درست کنند.

معنی لوروت | واژه جو