لوری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- کولی، غربتی. ۲- نوازنده، خواننده. ۳- خوره، جذام.مترادفها و واژههای مرتبطبیحیا، بیشرم، غربالبند، غربتی، غرهچی، قرشمال، کولی، لولیواژه قبلی: لورکندواژه بعدی: لوز