واژه جو

لوش لوش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(ص مر.) پاره پاره، قطعه قطعه.<br>

فرهنگ فارسی معین

(ص مر.) پاره پاره، قطعه قطعه.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لوش لوش . (ص مرکب ) پاره پاره : گر بجنبد در زمان گیردش گوش بر زمین زن تا که گردد لوش لوش . عیوقی .

معنی لوش لوش | واژه جو