لوش
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) لجن، گل سیاه.
(ص.) آن که دهانش کج باشد، کسی که به مرض جذام مبتلی باشد.
(لَ یا لُ) (اِ.) خربزهای که خراب شده و قابل خوردن نباشد.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) لجن، گل سیاه.
(ص.) آن که دهانش کج باشد، کسی که به مرض جذام مبتلی باشد.
(لَ یا لُ) (اِ.) خربزهای که خراب شده و قابل خوردن نباشد.