لوغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لوغ . [ ل َ ] (ع مص ) در دهان گردانیدن، پس انداختن چیزی را. ◄ درپیوستن به کسی و لازم گرفتن او را. (منتهی الارب ).
لوغ . (اِ) بام غلطان . (فرهنگ نعمةاﷲ).
لوغ . (اِمص ) لوغیدن . دوشیدن بود به عبارت (به زبان ) ماوراءالنهر. (فرهنگ اسدی چ پاول هورن ). و در نسخه ٔ خطی همین فرهنگ که نزد من است و متعلق به مرحوم محمدباقر میمندی خسروی بوده مینویسد: لوغ و لوغیدن دوشیدن و آشامیدن بود به زبان ماوراءالنهر و در برهان قاطع برآشامیدن «و ریختن » هم اضافه می کند و در فرهنگ شعوری و سروری مینویسد: «و می لوغد یعنی می آشامد» و فرهنگ سروری میگوید در مؤید وفرهنگ و زفانگویا، به معنی آشامنده و دوشنده نیز آمده و معنی اخیر را برهان نیز دارد و در فرهنگ نعمةاﷲاضافه می کند: طام یواغی، یعنی شول طشدر که دُرّ طاملر او زرنده طپرغن دُز ایدرلر و شاهد در فرهنگها عموماً به تقلید فرهنگ اسدی شعر منجیک است : من ز هجای تو باز گشت [ بود ] نخواهم تات فلک جان و خواسته نکند لوغ . ولی من نمیدانم این کلمه دراین شعر چگونه معنی دوشیدن یا آشامیدن میدهد!؟