لول زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لول زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) لولیدن . لول خوردن . جنبیدن در جای خویش، چنانکه کرمهای خرد دراز سرخ در خشکی یا در آب . تَمَلمُل .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لول زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) لولیدن . لول خوردن . جنبیدن در جای خویش، چنانکه کرمهای خرد دراز سرخ در خشکی یا در آب . تَمَلمُل .