لولی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص نسب.)۱ - کولی، بی خانمان. ۲- بی شرم، بی حیا.مترادفها و واژههای مرتبطقرشمال، قرشمال، کولی، لوریروسپی، هرجاییبیآزرم، بیحیاواژه قبلی: لولو خرخرهواژه بعدی: لولیدن