لو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِ.) = لب: شفه.(لَ یا لُ) (اِ.) ۱- نوعی از حلوا. ۲- صفراء، زردآب.(~.) (اِ.) پشته، بلندی.بیشترمترادفها و واژههای مرتبطافشا، رسوا، فاششفه، لب، لوچهبلندی، پشته، تپه، رشواژه قبلی: لهیفواژه بعدی: لو دادن