لپان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لِ) (ص.) درخشان، درخشنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لِ) (ص.) درخشان، درخشنده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لپان . [ ل ِ ] (ص ) مضی ٔ. فروزان چون آینه و تیغ و غیره . (لغت نامه ٔ اسدی ). درخشنده و تابنده و به این معنی بجای حرف ثانی با «ی » حطی هم آمده است یعنی لیان . (برهان ). و شعر ذیل فرخی را بعض لغت نامه ها برای لیان بشاهد آورده اند : گردون ز برق تیغ چو آتش لپان لپان کوه از غریو کوس چو کشتی نوان نوان . فرخی .