لپه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ پِّ) (اِ.)<BR>۱- هر یک از دو نیمة دانة باقلا و نخود و لوبیا و دیگر حبوبات که قابل نیمه شدن باشند.<BR>۲- برگ اولیه یا رویانی در دانه.<BR>۳- فرآوردهای از نخود، به ویژه نخود سیاه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ پِّ) (اِ.) ۱- هر یک از دو نیمه دانه باقلا و نخود و لوبیا و دیگر حبوبات که قابل نیمه شدن باشند. ۲- برگ اولیه یا رویانی در دانه. ۳- فرآوردهای از نخود، به ویژه نخود سیاه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لپه . [ ل َپ ْ پ َ / پ ِ / ل َ پ َ / پ ِ ] (اِ) هر یک از دو قسمت بعض حبوب چون نخود و لوبیا و غیره بطور عموم و نخود سیاه بالخصوص . فلقة. پوست کنده و دونیم شده ٔ نخود سیاه . - لپه باقلا ؛ باقلای پوست کنده و دو نیمه شده . - لپه ٔ نخود ؛ هر یک از دو قسمت پوست کنده و جدا شده ٔ نخود. ◄ هر یک از دو نیمه ٔ تنه ٔ درخت که از درازا برند. ◄ برگهای اولیه ٔ نبات پس از ایجاد ساقه ٔ اولیه نبات جدید در جنین نباتی . وجود تعداد این لپه ها مایه ٔ امتیاز نباتات دولپه ای از یک لپه ای است . (گیاه شناسی ثابتی ص ٥٠٨). ◄ صاحب آنندراج گوید: موج و با لفظ زدن مستعمل . میرزا طاهر وحید راست در تعریف نخودپز : ز سوز دل خود نیایم بخود چو دریا زند لپه این یک نخود . و احتمالاً در این معنی دگرگون شده ٔ لَپّر باشد. رجوع به لپر زدن شود.