لپوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لپوت . [ ل َ ] (اِخ ) لفوت . نام کوهی و موضعی میان راه فیروزه کوه به بارفروش . دُرن معتقد است که لپوت یا لفوت همان لابس یا لبوتس جغرافیانویسان قدیم است و محلی است که امیر محمدبن سلطانشاه لاودی و سلطان حسن لاودی از آنجابرخاسته اند. (مازندران و استرآباد رابینو ص ١٥٨).
لپوت . [ ل ُ ] (اِ) اندرون رخسار. (آنندراج ). لپ .
لپوت . [ ل َ ] (ص ) کج . (آنندراج ). ظاهراً از مجعولات شعوری است .