لک دیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لک دیدن . [ ل َ دی دَ ] (مص مرکب )حائض شدن . خون دیدن زن . بی نماز شدن زن . ◄ رنگ بگردانیدن نقطه ای از میوه از ضربت یا آسیبی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لک دیدن . [ ل َ دی دَ ] (مص مرکب )حائض شدن . خون دیدن زن . بی نماز شدن زن . ◄ رنگ بگردانیدن نقطه ای از میوه از ضربت یا آسیبی .