لک لک کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لک لک کردن . [ ل ِ ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در انجام دادن امری به عمد این دست آن دست کردن . ◄ لک و لک کردن . کاهلی کردن . و رجوع به لک و لک کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لک لک کردن . [ ل ِ ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در انجام دادن امری به عمد این دست آن دست کردن . ◄ لک و لک کردن . کاهلی کردن . و رجوع به لک و لک کردن شود.