لک و لنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لک و لنج . [ ل َ ک ُ ل ُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) ظاهراً به معنی لب است . (آنندراج ) : من به گرد سر و لک و لنجش که ز شهد و قُبیده منتخب است . ملا فوقی یزدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لک و لنج . [ ل َ ک ُ ل ُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) ظاهراً به معنی لب است . (آنندراج ) : من به گرد سر و لک و لنجش که ز شهد و قُبیده منتخب است . ملا فوقی یزدی .