لکاته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ کّ تِ) (ص.) زن بی حیا، فاحشه.مترادفها و واژههای مرتبطبدکاره، جنده، خودفروش، روسپی، فاحشه، قحبه، معروفه، هرجاییبدزبان، سلیطه، شرورواژه قبلی: لکاتواژه بعدی: لکالک