لکهن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ هَ) [ هند. ] (اِ.) روزهای که هندوها میگیرند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ هَ) [ هند. ] (اِ.) روزهای که هندوها میگیرند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لکهن . [ ل َ هََ ] (اِ) صومی که بت پرستان از برای احترام بت دارند و به اعتقاد ایشان که این روزه داشتن ایشان را فربه و قوی جثه کند. سنائی مؤید این اعتقاد گوید : گر همی لکهنت کند فربه سیر خوردن ترا ز لکهن به . سنائی . صاحب برهان گوید: روزه و گرسنگی و فاقه باشد که بت پرستان در دین و آیین و کیش و مذهب خوددارند. (برهان ). روزه ٔ هندوان است . (انجمن آرا) : خوان او دایم پر زایر و پر مهمان ور جز این باشد حقا که کند لکهن . فرخی . الا تا مؤمنان دارند روزه الا تا هندوان گیرند لکهن . منوچهری . گرفته همه لکهن و بسته روی که و مه زنخ ساده کرده ز موی . اسدی (گرشاسب نامه ). نیابد فضل و مزد روزه داران برهمن، گرچه چون روزه ست لکهن . ناصرخسرو. ◄ جوع . چیزی بسیار خوردن و سیر نشدن . (برهان ) (صاحب برهان لفظ لکهن را در هر دو معنی به گفته ٔ بعضی هندی دانسته است ).