لکوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لکوان . [ ل َک ْ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان انگوت بخش گرمی شهرستان اردبیل، واقع در ٣٧هزارگزی تازه کندانگوت و سی هزارگزی شوسه ٔ بیله سوار به آصلاندوز. کوهستانی، گرمسیر و دارای ١٠ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
لکوان . [ ل َک ْ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان گنجگاه بخش سنجبد شهرستان هروآباد، واقع در ١٤هزارگزی جنوب سنجبد در مسیر شوسه ٔ هروآباد به میانه . کوهستانی، گرمسیر و دارای ١١٨ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات، حبوبات و پنبه . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).