لکین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لکین . [ ل ُ ] (اِ) نمد باشدو آن را از پشم گوسفند مالند. (برهان ) : همی تا بود نزد اهل خرد سقرلاط افزون بها از لکین بمان جاودان شادمان دوست کام خدایت حفیظ و نصیر و معین . پوربهای جامی (از جهانگیری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لکین . [ ل ُ ] (اِ) نمد باشدو آن را از پشم گوسفند مالند. (برهان ) : همی تا بود نزد اهل خرد سقرلاط افزون بها از لکین بمان جاودان شادمان دوست کام خدایت حفیظ و نصیر و معین . پوربهای جامی (از جهانگیری ).