لگام دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لگام دادن . [ ل ُ / ل ِ دَ ] (مص مرکب ) فروگذاشتن لگام : اسفاف ؛ لگام دادن اسب را. (منتهی الارب ). ◄ حمله کردن و متوجه شدن . (برهان ) : همه ملک ایران مرا شد تمام به هندوستان داد خواهم لگام . نظامی (از آنندراج ).