واژه جو

لیاخف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لیاخف . [ خ ُ ] (اِخ ) صاحب منصب قزاق که مجلس شورا را او بمباران کرد به امر محمد علی شاه، و عده ای از آزادی خواهان را بکشت .

معنی لیاخف | واژه جو