لیز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص.) سُر، لغزنده.مترادفها و واژههای مرتبطسر، لزج، لخشنده، لغزنده، لغزانواژه قبلی: لیرهواژه بعدی: لیز خوردن