لیف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- کسیه صابون. ۲- پوست درخت خرما. ج. الیاف.مترادفها و واژههای مرتبطبافت، تار، تارچه، رشته، نسجکیسهابرحمامواژه قبلی: لیسیدنواژه بعدی: لیف زدن