لیلان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لیلان . [ ل َ ] (اِخ ) قصبه ای جزء دهستان دالائی بخش خمین شهرستان محلات واقع در پانزده هزارگزی خمین و ٨هزارگزی جنوب راه خمین به اراک . جلگه و معتدل . دارای ١٦٧٤ تن سکنه .آب آن از قنات . محصول آنجا غلات، چغندر، پنبه و باغات بادام . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیچه و ژاکت بافی است و از راه شوسه ٔ خمین به اراک راه فرعی به آبادی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
لیلان . [ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ٤٤هزارگزی جنوب مراغه و پنج هزارگزی شوسه ٔ مراغه به میاندوآب . جلگه، معتدل و مالاریائی . دارای ١٨٩٤ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ لیلان و چاه . محصول آنجا غلات، نخود، چغندر، توتون، کشمش، بادام و زردآلو. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی گلیم و جاجیم بافی و راه آن ارابه رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
لیلان . [ ل َ ] (اِخ ) از کوههای دوهزار مازندران . (سفرنامه ٔ رابینو بخش انگلیسی ص ١٥٣).
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی