مألوف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (ص.) الفت گرفته، خو کرده.مترادفها و واژههای مرتبطآشنا، آمخته، اخت، خوگر، خوگرفتهمعمول، دمخور، عادتگرفته، مانوس، همدم ≠ نامالوف، نامانوسواژه قبلی: مأربهواژه بعدی: مأمن