مأمون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) در امان، زنهار داده شده.مترادفها و واژههای مرتبطایمن، درامانامانتدار، امینمورداعتماد، معتمدواژه قبلی: مأمومواژه بعدی: مأنوس