مؤثر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانهناینده، نشانگذار، کاری، کارگر، کارساز، کارآمدمترادفها و واژههای مرتبطکارهای نیک، آثارنیک، ماثرهها، آثار نیکواخبار، خبرهاواژه قبلی: مؤاکداواژه بعدی: مؤثر افتادن