مات کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ) (مص م.) ۱- سرگردان کردن. ۲- مغلوب کردن شاه در بازی شط رنج.مترادفها و واژههای مرتبطبه تعجبواداشتن، شگفتزده کردن، مبهوت کردن، بهتزده کردنحیران کردن، حیرتزده کردن، متحیر کردن، سرگردان کردنعاجز کردن، درمانده کردنواژه قبلی: ماتواژه بعدی: ماتادور