مات کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
به تعجبواداشتن، شگفتزده کردن، مبهوت کردن، بهتزده کردن حیران کردن، حیرتزده کردن، متحیر کردن، سرگردان کردن عاجز کردن، درمانده کردن در تنگنا قرار دادن (حریف) از حرکت بازداشتن (مهره شاه حریف درشطرنج)، شهمات
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
به تعجبواداشتن، شگفتزده کردن، مبهوت کردن، بهتزده کردن حیران کردن، حیرتزده کردن، متحیر کردن، سرگردان کردن عاجز کردن، درمانده کردن در تنگنا قرار دادن (حریف) از حرکت بازداشتن (مهره شاه حریف درشطرنج)، شهمات