ماجراجو
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
ماجراجو. [ ج َ ] (نف مرکب ) ماجراجوینده . هنگامه طلب . شرطلب . که پیوسته فتنه انگیزد و فتنه خواهد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
آشوبطلب، بلواطلب، بلوایی، شربهپاکن، شرطلب، غوغاطلب، فتنهجو (متضاد: صلحجو) حادثهجو، واقعهطلب (متضاد: سلیم)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی