ماحضری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماحضری . [ ح َ ض َ ] (ص نسبی، اِ مرکب ) به تصرف فارسیان، طعام قلیل بی تکلف که بوقت حاجت موجود و حاضر باشد. (غیاث ). طعام قلیل بی تکلف که به وقت حاجت موجود و حاضر باشد. (ناظم الاطباء). حاضری : هرچه در خانه داشت ماحضری پیشش آورد و کرد لابه گری . نظامی . و رجوع به ماحضر شود.