ماحل
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
ماحل . [ ح ِ ] (ع ص ) سعایت کننده . (ناظم الاطباء). ساعی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). و فی الدعاء: لاتجعله ماحلا مصدقاً. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ شهر قحطرسیده، بلدماحل و زمان ماحل کذلک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شهر قحطرسیده و زمان قحطرسیده . (آنندراج ). سال خشک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ لاغر و متغیر اندام . یقال رأیته ماحلا. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ◄ مکار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ لئیم . (یادداشت ایضاً).