مادرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مادرانی . [ دَ ] (ص نسبی ) یا ماذرانی . منسوب به مادران و آن به نوشته ٔ مراصد الاطلاع با ذال نقطه دار، قلعه ای است نزدیکی همدان که به قلعه ٔ یسیر معروف است ... (ریحانة الادب ).و رجوع به مادران شود .
مادرانی . [ دَ ] (اِخ ) احمدبن حسن . قاضی نوراﷲ گوید: مردمان ری در اصل از اهل سنت و جماعت بودند تا آنکه احمدبن حسن مادرانی در سال ٢٧٥ هجری قمری بدانجامسلط شد و مذهب تشیع را اظهار کرده و در مقام تربیت شیعه برآمده است . (از ریحانة الادب ج ٣ صص ٤٢٢-٤٢٣).