مادرغر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مادرغر. [ دَ غ َ ] (ص مرکب ) آنکه مادرش تباهکار است . حرامزاده . فرزند زنا. (فرهنگ فارسی معین ) : تا بدین گرز گران کوبم سرش آن سر بیدانش مادرغرش . مولوی . گفت منهم بی خبر بودم از این آگهی مادرغران کردند هین . مولوی . کو که باشد هندوی مادرغری که طمع دارد به خواجه دختری . مولوی . و رجوع به مادربخطا و مادربختن و مادرغن شود.