مادرمرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مادرمرده . [ دَ م ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) کسی که مادرش مرده باشد. کسی که در سوک مادرش غمگین و دل افسرده باشد : مرا بگذار تا گریم بدین روز تو مادرمرده را شیون میاموز. نظامی . ◄ کلمه ای است اظهار شفقت را. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ترکیبی است که در مقام دلسوزی و اظهار تأسف و همدردی یا تحقیر آمیخته به دلسوزی، شخص را بدان وصف می کنند. گاه نیز مادران در مقام دلسوزی برای فرزندان خویش که احیاناً گرفتار مخمصه و دوچار زحمت شده اند آنان را «مادرمرده » یا «ننه مرده » خطاب کنند. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).