مارد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) [ ع. ] (ص.) سرکش، گردنکش. ج. مرده.مترادفها و واژههای مرتبطسرکش، طاغی، گردنکش، نافرمان، یاغیبلند، مرتفع ≠ مطیع، بفرمان، رامپست، کوتاه، کمارتفاعواژه قبلی: مار افسایواژه بعدی: ماردی