ماضی
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِفا.) ۱- گذشته (زمان). مق حال، مستقبل (آینده). ضح - فعلی است که بر زمان گذشته دلالت کند: رفتم، نوشتم. گفت و آن شامل اقسام مختلف است. ۲- در گذشته، مرده. ۳- برنده، قاطع. ۴- مرد رسا در امور، کاربر.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ ع. ] (اِفا.) ۱- گذشته (زمان). مق حال، مستقبل (آینده). ضح - فعلی است که بر زمان گذشته دلالت کند: رفتم، نوشتم. گفت و آن شامل اقسام مختلف است. ۲- در گذشته، مرده. ۳- برنده، قاطع. ۴- مرد رسا در امور، کاربر.