مالاندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.)<BR>۱- مالیدن.<BR>۲- (عا.) سخت تنبیه کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.) ۱- مالیدن. ۲- (عا.) سخت تنبیه کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مالاندن . [ دَ ] (مص ) در تداول عامه، در جدل و بحث مغلوب کردن . به کلام یا به زور کسی را مغلوب ساختن . چیره شده بر کسی در کشتی، در سخن، در هنر و غیره . مفحم و مجاب کردن کسی را در سخن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). به سهولت از عهده کسی برآمدن و در مقام زورآزمایی به آسانی او را مغلوب کردن ؛تا فلانکس خواست دست دراز کند او را مالاندم و گذاشتم کنار. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). ◄ بالتمام خوردن . محتوی ظرفی طعام را یکباره خوردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). چیزی را با اشتهای تمام و بسرعت خوردن . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).
مترادف و متضاد واژهدان
مالش دادن صاف کردن، هموار ساختن، هموار کردن مجازات کردن، تنبیه کردن، گوشمالی دادن