مالت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فر. ] (اِ.) جوانة غلات به ویژه جو.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ فر. ] (اِ.) جوانه غلات به ویژه جو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مالت . (فرانسوی / انگلیسی، اِ) غلاتی را گویند که کمی جوانه زده باشند. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بالاختصاص به جوانه ٔ جو اطلاق می شود. مالت جو را در پزشکی جهت تقویت عمومی بیمارانی که به فقدان ویتامین «ث » دچارند تجویز می کنند که به صورت گرد (پودر) در آب یا در شیر مصرف می شود و یا عصاره ٔ آن را تجویز می کنند و نیز آب جوی که از مالت تهیه می شود گاه تجویز می گردد. (فرهنگ فارسی معین ).
مالت . (فرانسوی، اِ) مرضی عفونی که عاملش را نوعی باکتری بنام میکروکوکوس ملیتنسیس می دانند. علایم کلینیکی این ناخوشی بواسطه ٔ وجوددرد در اندامها و ترشح عرق فراوان و تب مشخص است . سیر مرض طولانی است و گاهی تا یک سال طول می کشد و بسیار امکان دارد عود کند. وجه تسمیه ٔ این ناخوشی بواسطه ٔ شناخته شدن این مرض ابتدا در جزایر بحرالروم (مدیترانه ) خصوصاً جزیره ٔ مالت است، ولی برخلاف نامش خاص جزیره ٔ مالت نیست و در سراسر دنیا دیده می شود چون باکتری عامل این مرض اول دفعه بوسیله ٔ بروس کشف گردید، این باکتری را بروسلا می گویند و مرض مالت را بروسلوز نیز می نامند. راه سرایت این مرض از دامها (گاو و گوسفند و بز و خوک ) به انسان است که بطور مستقیم با تماس حیوان (مثلاً دوشیدن شیر با دست خراش دار) و یا بواسطه ٔ ضایعات مخاط از راه مقاربت و یا بطور غیرمستقیم بوسیله ٔ شیر و پنیر و آب آلوده به فضولات حیوان و یا از راه تنفس بوسیله ٔ گردوغبار به انسان سرایت می کند. (فرهنگ فارسی معین ).
مالت . (اِخ ) جزیره ای معظم از مجمع الجزایر کوچکی در دریای روم (مدیترانه ) است که میان آفریقا و جزیره ٔ سیسیل قرار دارد. این جزیره در سال ٨٧٠م . بدست مسلمین افتاد و در سال ١٠٩٠م . بوسیله ٔ «روژه دو سیسیل » تصرف شدو شارل کینگ آن را در سال ١٥١٨ به شوالیه های «رود» واگذار کرد. بناپارت در سال ١٧٩٨م . آن را بتصرف آوردو در سال ١٨٠٠م . انگلیسها آن را اشغال کردند و آن را تبدیل بیک پایگاه استراتژیک نمودند که در جنگ جهانی دوم اهمیت حیاتی بدست آورده بود. مالت به سال ١٩٦٤استقلال یافت و در شمار کشورهای مشترک المنافع درآمد. پایتخت این کشور «والت » و جمعیت آن بالغ بر ٣١٩٠٠٠ تن می باشد. (از لاروس ).