مالک رقاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مالک رقاب . [ ل ِ رِ ](ص مرکب ) صاحب گردنان . (آنندراج ). مالک الرقاب . دارنده ٔ رقبه ها. خداوند گردنها. مهتر افراد : آفتاب از اختران مالک رقاب ار هست نیست بی گمان باری تویی از خسروان مالک رقاب . سوزنی . برآمد ز برج حمل آفتاب به نظاره ٔ حسن مالک رقاب . سوزنی . بخت بیدار شهنشه خسرو مالک رقاب کرد بربالین غفلت شوربختان را به خواب . سوزنی . کژخاطران که عین خطا شد صوابشان مخراق اهل مخرقه مالک رقابشان . خاقانی . نگوید غزل و آفرین هم نخواهد که معشوق و مالک رقابی نبیند. خاقانی . گردون سر محمد یحیی به باد داد محنت رقیب سنجر مالک رقاب شد. خاقانی . جمله بدین داوری بر در عنقا شدند کوست خلیفه ٔ طیور داور مالک رقاب . خاقانی . وز برای صید دل در گردنم زنجیر زلف چون کمند خسرو مالک رقاب انداختی . حافظ. گردنم سرفرازیی دارد طوق مالک رقاب می خواهم . ظهوری (از آنندراج و بهار عجم ).