مالیدنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مالیدنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) درخور مالیدن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ دوا که بر ظاهر بشره مالند. مقابل خوردنی . که تنها برای مالیدن است نه خوردن : دواهای مالیدنی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مالیدنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) درخور مالیدن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ دوا که بر ظاهر بشره مالند. مقابل خوردنی . که تنها برای مالیدن است نه خوردن : دواهای مالیدنی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).