مالیدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
اندودن ماساژدادن، مالش دادن، مشتومال دادن مس کردن، لمس کردن، بسودن آغشتن، آغشته کردن تنبیه کردن، گوشمال دادن لغوشدن، از بین رفتن، ول شدن تصادف سطحی کردن سودن، نرم کردن، ساییدن لگدمال کردن، له کرد
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
اندودن ماساژدادن، مالش دادن، مشتومال دادن مس کردن، لمس کردن، بسودن آغشتن، آغشته کردن تنبیه کردن، گوشمال دادن لغوشدن، از بین رفتن، ول شدن تصادف سطحی کردن سودن، نرم کردن، ساییدن لگدمال کردن، له کرد