مامور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگماشته، گمارده، کارگزارگماشته، گمارده، کارگزارمترادفها و واژههای مرتبطعامل، کارگزار، وکیلکارمندگماشته، مستخدمواژه قبلی: مأخذواژه بعدی: مأمور مالیات