مامکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مامکی . [ م َ ] (حامص ) مامک بودن . حالت و چگونگی مامک . مادر بودن . مادرک بودن : چون کودکان ز دایه و مامک ز بخت خویش دیدی نشان دایگی و مهر مامکی . سوزنی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مامک شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مامکی . [ م َ ] (حامص ) مامک بودن . حالت و چگونگی مامک . مادر بودن . مادرک بودن : چون کودکان ز دایه و مامک ز بخت خویش دیدی نشان دایگی و مهر مامکی . سوزنی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مامک شود.