مانندگی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مانندگی کردن . [ ن َن ْ دَ / دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تشبه . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). خود را به کسی یا چیزی شبیه کردن : اگر شیعه خود را مولای سادات ... دانند... مانندگی کردن ایشان با آل ساسان گبر آفتاب پرست، الاغایت حرامزادگی ... نباشد. (کتاب النقض ص ٤٤٧). ◄ تشبیه کردن : به سامم نکردید مانندگی نه مانند زالم به دانندگی . فردوسی . و فاطمه را تشبیه و مانندگی به حورالعین کرده اند. (تاریخ قم ص ١٩٦).