مانچیکوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مانچیکوف . [ ک ُ ] (اِخ ) شاهزاده الکساندرسرژویچ امیرال و سیاستمدار روس (١٧٨٧-١٨٦٩م .) او در سال ١٨١٢آجودان الکساندر اول گردید و در زمانی کوتاه به مقام ژنرالی رسید و در دوران نیکلای اول مأموریت یافت که به دربار پادشاه ایران رود. او پس از تصرف شهر «آناپا» در سال ١٨٢٨ م . به فرماندهی سپاه جنگ با ترکان رسید و در این جنگ مجروح گردید. آنگاه به ریاست ستادارتش و حکمرانی فنلاند (١٨٣١) و سپس در سال ١٨٣٦ به وزارت دریاداری رسید و آنگاه سفیر روسیه در قسطنطنیه شد. در جنگ کریمه که او حکمرانی آن را داشت در مقابل متحدین شکست خورد و در سباستپول مجدداً خود را آماده ٔ کارزار کرد و باز منهزم گردید و در مارس ١٨٥٥ م .از فرماندهی سپاه استعفا داد ولی در دسامبر همانسال مأمور دفاع از «کرونستادت » گردید. و در سال ١٨٥٦ به «سن پترزبرگ » (لنینگراد فعلی ) بازگشت . (از لاروس ).
مانچیکوف . [ ک ُ ] (اِخ ) شاهزاده الکساندر دانی لوویچ . از اعضای دولت روسیه که در سال ١٦٧٢م . در مسکو متولد شد و در سال ١٧٢٩ در سیبری درگذشت . او پسر یک شیرینی ساز بود و همبازی پتر کبیر گردید و با عنوان «استوار» در گارد سلطنتی جای گرفت . در سال ١٦٩٦م . همراه تزار روس به آزف و سپس به هلند و انگلستان رفت . در جنگ شمال پترکبیر به او عنوان شاهزادگی داد. در سال ١٧٠٩ قسمت بزرگ لشکر سوئد و پولتاوا را تار و مار کرد و به دریافت عصای مارشالی نائل گردید. در سال ١٧١١ او «کورلاند» را متصرف شد و در سال ١٧١٢ به حکمرانی سن پطرزبرگ رسید. پس از مرگ پترکبیر به یاری او کاترین به تخت سلطنت رسید و تا کاترین زنده بود در حقیقت اداره ٔ مملکت و حکومت روسیه به دست این شخص افتاده بود. او دختر خود را به پتر دوم که ولیعهد بود داد ولی کمی پس از جلوس پتر دوم مانچیکوف مغضوب شد و با خانواده اش به سیبری تبعید گردید. (از لاروس ). و رجوع به قاموس اعلام ترکی ذیل منجیقوف شود.