مانیتور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننمایشگر، نمارویهمترادفها و واژههای مرتبطصفحه نمایشکامپیوتر، مونیتور، تصویرنما (رایانه، تلویزیونو )، صفحهتصویرواژه قبلی: مانکنواژه بعدی: مانیتورینگ