مانیتیسم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مانیتیسم . [ ی ِ تی ] (فرانسوی، اِ) (اصطلاح فیزیک ) مغناطیس . جاذبه . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ تحت تسلط و اراده ٔ خود قرار دادن شخص دیگری را بوسیله ٔ نگاهها و حرکات دست و او را به خواب مغناطیسی فرو بردن . به خواب مغناطیسی فرو بردن . خواب مغناطیسی . (فرهنگ فارسی معین ) : به حیرتم ز که اسرار مانیتیسم آموخت فقیه شهر که بیدار را به خواب کند. ایرج میرزا.