مان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مان . (اِخ ) نام دو برادر نویسنده ٔ آلمانی . نخستین «هنریش » (١٨٧١-١٩٥٠م .) نویسنده ٔ «پروفسور انرات » و دومین «توماس » (١٨٧٥-١٩٥٥م .) نویسنده ٔ «بودنبروکها» و «کوهستان سحرآمیز» است . «توماس مان » در سال ١٩٢٩ به دریافت جایزه ٔ نوبل نائل گردید. (از لاروس ).
مان . (ع اِ) (از «م ی ن ») آهن آماج و کلند که بدان زمین شیارند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تبری دودم که بدان زمین را شخم کنند، مجد این کلمه را در ذیل «م ی ن » و صاحب لسان العرب در «م ون » آورده اند و صاحب لسان گوید الف آن بدل از واو است زیرا که آن عین الفعل است . (از اقرب الموارد). ◄ دروغ . (ناظم الاطباء). و رجوع به مَین شود.
مان . (اِخ ) جزیره ای است به انگلستان در دریای ایرلند که ٥٧٠ کیلومترمربع وسعت و ٤٨٠٠٠ تن سکنه دارد. مرکز آن «دوگلاس » است و مورد توجه جهانگردان می باشد. (از لاروس ).